خرید بک لینک
کلی فکر رنگی رنگی تو سرم بود

حیف که همیشه تنبلی میکنم و دیر میشه!

میخواستم همه فکرامو عملی کنم که تا تو رسیدی سوپرایز شی ، اما وقتی رسیدی تازه داشتم شروع میکردم به کار!

همیشه تو سوپرایز کردن از من جلو میزنی! با اون گلدون نازی که مدت ها بود فکر داشتنشو داشتم.با دیدنش جیغ زدم. خندیدی و به نشانه پیروزی دستتو مشت کردی :) اونقدر بوسیدمت که زمان از دستم در رفت و یهو با چهره آجی رو به رو شدیم :)))))

اولین 1مون با عشق و شادی گذشت.. حاضر شدیم که بریم خونه

داشتم آماده میشدم که بخابیم که یهو با یه جعبه کادو جلوم ظاهر شدی ! وااای دوباره سوپرایز... سوپرایز اصلی اینجا بود.. گذاشته بودی برا وقتی تنها میشیم... که بتونم راحت بغلت کنم.. ببوسمت ...گازت بگیرم! تا خوده صبح از ذوق نخابیدیم و عشق دادیم بهم....

مرسی مرد محبوبم....

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی ۱۳۹۶ساعت 16:17 توسط مــــن |

برچسب: نویسنده: میلاد صمیمی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:06

صفحه بندی