مثل یه بچه پاک و معصوم، در حالیکه خسته ای و هیچ انرژی برات نمونده، پناه میاری به آغوشم سرتو میذاری رو سینه م، دست میکشم توی موهات، چشمای قهوه ایتو میبوسم، بهت آرامش میدم، خوابت میبره.... بهت خیره میشم تا کلی وقت، به گذشته ها فکر میکنم و میبوسمت، به حرفات فکر میکنم، میبوسمت، به آینده ای که در انتظارمونه فکر میکنم، میبوسمت .. زیر لب میگم دوست دارم و منم آروم به خاب میرم.....
برچسب:
نویسنده: میلاد صمیمی